غلامرضا معصومى

7

سيراف ( بندر طاهرى ) ( فارسى )

مواجه گردند و در دو فرسخى آن مكانى است موسوم به « نابد » ( نابند ) و آن خليجى است بين دو كوه و بندرگاه خوبى است و چون كشتيها در آن رسند از همه بادها محفوظ باشند و بين سيراف و بصره وقتى هوا خوب باشد هفت روز راه است و از سيراف ابو سعيد حسن بن عبد اللّه النحوى است و آب مشروب مردم آن از چشمه‌سار است و از شيراز تا سيراف شصت فرسخ است « 1 » . مقدسى مىنويسد : پس از نمرود سيراف پسر فارس كوره‌ى اردشيرخوره را آباد كرد « 2 » بنابراين گفته قدمت سيراف به عصر پيش از عهد خط ميرسد يعنى به دوره پيش از تاريخ كه هنوز خطى بوجود نيامده بود . مقدسى كه كتاب خود را در نيمه دوم قرن چهارم هجرى نوشته ابتداى خرابى اين شهر را از ظلم و ستم مأمورين خاندان آل بويه ذكر كرده است كه در نتيجه در آن روزگار مردم رفته‌رفته از شهر سيراف مهاجرت كرده و به ساحل جنوبى خليج فارس و ديگر نقاط رفته‌اند بايد گفت كه اين روايت اولين روايت درباره خرابى سيراف است و از نوشته‌هاى مقدسى چنين برميآيد كه سيراف تا سال 366 هجرى قمرى عظمت خود را حفظ كرده بود و در اين تاريخ دچار زلزله شديدى شد كه مدت يك هفته به طول انجاميد و به كلى ويران گرديد و قسمتى از عمارت ساحل دريا « بويژه قسمت جنوبى مسجد جامع كه هيئت مشترك باستانشناسى ايران و انگليس آن را از زير خاك بيرون آورده‌اند . » به داخل دريا افتاد چنان كه ديگر بروزگار ياقوت حموى كشتيها نميتوانستند در ساحل سيراف و در كنار لنگرگاههاى قديمى

--> ( 1 ) - جلد سوم معجم البلدان ياقوت حموى چاپ ليپزيك سال 1867 - صفحه 211 - 212 متعلق به كتابخانه مجلس . ( 2 ) - احسن التقاسيم فى معرفة الاقاليم مقدسى تأليف سال 372 هجرى قمرى چاپ ليدن سال 1906 ميلادى صفحه 422 .